قهرمان ميرزا عين السلطنه
7057
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
شده ، پول زياد است . مردم همه سر كسب و كاسبى خود . يك ماه [ و ] شش روز مسافرت طول كشيده . بعد خانهء فخر الملك رفتم . ناهار خورش كدو بود [ و ] دوغ عرب كه حاج فخر الملك عاشق آن است . تمثال شاه ولايت براى سردار سپه روز يكشنبه قلعهمرغى براى نمايش آيروپلن دعوت نمودهاند . دوشنبه باغ شاه كه سردار رفعت ( رئيس امينه كه ميزبان آقايان علما تا نجف اشرف بود ) حامل تمثال شاه ولايت براى سردار سپه دعوت نمودهاند ، مثل حكايت شمشير حضرت عباس . تشبثات غريبى مىكنند . مردم او را كافر ملحد بابى مىدانند او شيعهء خلص خود را معرفى مىكند . « آه اگر از پس امروز بود فردائى » . عصر ، از آنجا خانهء عميد الدوله ( كلب بيكارها ) [ آمديم ] ، بهاء الدوله را هم برداشته خانهء اعظم الدوله رفتيم . نوكرش جلو آمد گفتيم شاهزاده كجا تشريف دارند . گفت هنوز نيامدهاند . خندهء ما بلند شد . پس اتومبيل ديشب چه بود . گفت مال ملكى تاجر بود . معلوم شد آدم حاج معين السلطان بىمعنى گفته مراجعت نموديم . شكايت از ميلسپو حكايت مجلس سرى ديروز هم مثل آمدن اعظم الدوله بود . رئيس الوزراء معاون جديد خود اديب السلطنه ( رشتى ، حاكم طهران بود كه منحل شد ) را معرفى نموده بود . وكلا در باب مالياتهاى زيادى و اجحافاتى كه در راهها به مردم مىشود و اينهمه مردمى را كه امريكائيها خارج [ كردهاند ] و به جاى آن يهودى زياد آوردهاند سؤالات مىكنند كه وزير ماليه هم اعتراف مىكند كه بعضى زيادهرويها شده است ، و مىنمايد كه ميليسپو اطاعت ندارد . از معاون پست در باب كسر وجوه پست و تلگراف سؤال مىكنند ، او هم تقصير را به گردن ميليسپو مىاندازد و مىگويد حاضرم در كميسيون با حضور او به موجب اسناد ثابت و مدلل دارم . روزنامهها هم مشغول تعقيب او هستند . در « قانون » پس از شرحى كه از اغتشاش وزارت ماليه و تعدياتى كه مىشود نوشته اين جمله را درج نموده است . نوشتهء روزنامهء قانون عليه ميلسپو حقيقتا خيلى اسباب اسف است كه دولت ايران از خارجه مستشار مىآورد كه به واسطهء عدم اطلاع اين معايب از امور ماليه واقع شود . ولى حالا معلوم مىشود كه وكلاى